محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
344
خلاصة الحكمة ( فارسى )
با مرض يا به سوى صحت كشد يا به سوى هلاك و تشبيه كردهاند طبيعت را به سلطان و مرض را به دشمن و بدن را به ملك و روز بحران را به روز قتال ، پس اگر در اين روز سلطان كه طبيعت است دشمن را كه مرض است از ملك براند بحران تام جيد گويند و اگر دشمن غالب شود - نعوذ بالله منها - و سلطان را بكشد و ملك را فروگيرد ، بحران تام ردى نامند . ( غياث اللغات ) . به اصطلاح اطباء منازعت طبيعت با مرض . اندر لغت يونانى لفظى است شكافته از چيره شدن يك خصم به خصم ديگر از بهر آن كه همچنان كه دو خصم مدتى بر يكديگر چيرگى جويند و هرگاه كه فرصت چيرگى يابند آن كه چيره شود ، در حال كار خويش بكند و هيچ مهلت ندهد . همچنين طبيعت با مادت بيمارى بر سان دو خصم مىكوشند تا در مدت كوشيدن يا ماده پخته گردد و در حال چيره شود و نشان چيرگى طبيعت پديد آيد ، پس بحران تغيير حال بيمار است از حالى به حالى يا بهتر يا بدتر . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ) . لفظى يونانى و معرب است . در لغت يونان به معنى فصل در خطاب است يعنى خطابى كه بدان ميان دو خصم فصل حاصل آيد ؛ يعنى طبيعت و بيمارى . جالينوس گويد : بحران حكم حاصل است چه حكم مرض بدان انفصال يابد يا به صحت و يا به شدت و سختى . و در نزد پزشكان تغيير عظيمى است كه يكباره در مرض حادث گردد و آن را اقسامى است همچون : بحران محمود و بحران كامل و بحران جيد و بحران ردى . ( كشاف اصطلاحات الفنون ) . بحران تام : بحرانى كه مرض بدان منقضى شود يا به استفراغ و يا به انتقال . بحران جيد : بحرانى كه روى به بهبود دارد و آن را بحران محمود و بحران كامل نيز گويند . - بحران ردى : بحرانى كه روى به هلاكت دارد . ( غياث ) . بحران بد . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ) . بحران مركب : بحران جيد ناقص يا بحران ردى ناقص . بُخار : ( ا ) . گازى كه از مواد مرطوب در حال تبخير جدا شود يا بر اثر حرارت از مايعات يا جامدات برخيزد و به هوا رود . آنچه به شكل دود يا رطوبت از آب گرم يا هر جسم جامد يا مايعى بر اثر حرارت از آن برخيزد و به هوا رود . دمه . گاز . گازى كه از جوشيدن آب در شرايط معينى به وجود آيد . براى بخار كردن آب علاوه بر گرم كردن آب تا نقطهء جوش ( در حرارت 100 درجه و فشار 76 سانتيمتر جيوه ) . مقدارى هم حرارت بايد داد . ( فرهنگ